مصاحبه

و اما اینم مصاحبه ای که قولشو داده بودیم .

همین اول دوباره می خوام یه تشکر ویژه داشته باشم از همه ی شما دوستای مهربون که لطف دارین به وبلاگ سر می زنین و توی این مصاحبه هم کمک کردین وسوالاتونو پرسیدین و ممنون از آقای جعفرزاده به خاطر اینکه وقت گذاشتن و به سوال ها جواب دادن.

www.navidjafarzadeh.persianblog.ir

+ نسیم : اجرای زنده توتهران دارندوتاحالاداشتند؟

نه ، من تا حالا اجرای استیج تهران نداشتم و ان شالله اگه مشکلی پیش نیاد اولین اجرام روز عید فطر تهران خواهد بود.

+ نسیم و طهورا :الآن دقیقاساکن تهرانندیاشهرکرد؟

من الان دقیقا ساکن تهرانم

+ نسیم :تیم محبوبش( جزتیم ملیا)هم ایران هم خارج ؟

یادمه بچه بودم و اصلا نمیدونستم پرسپولیس یا استقلال چی هستن (خوردنین ، پوشدنین و ...) چه رسد که بخوام طرفدارشون باشم ، یهروز بابام منو برد آمپول بزنه واسم و برای اینکه سرمو خر بماله که هیچی نگم منو برد تو یه اسپرتی و گفت یه تی شرت انتخاب کن واسه خودت
فروشنده استقلالی بود ؛ خودشو کشت که یه پیرهن آبی بده به من ولی من چون ازرنگ قرمز خوشم میومد آخرش تی شرت پرسپولیس رو پوشیدم (اون موقع ها روش نوشته بود aiwa)
بعدنا واقعا عاشق پرسپولیس شدم
اما الان ...
بهتره چیزی نگم
بیاید همه دعا کنیم واسه قهرمانی استقلال در آسیا

+ نسیم :رازموفقیت خودشونوتوچی میدونن؟
اولا که ممنون که منو موفق میدونید
من هنوز به موفقیتای مد نظرم نرسیدم
اما رازی وجود نداره جز این کلمه : خـــــــــــــــــــــــــــدا

+ نسیم : اینکه چجوری شدیه دفعه تونست مجری تلویزیون وبرنامه های زنده بشه(اونم مجری محبوب ما)چجوری به تئاترراه پیداکرد؟
این داستان سر دراز داره
یه جاهاییش شبیه معجزه است
من از 15 سالگی شروع کردم و ثانیه به ثانیه ی کارم رو با آموزش آکادمیک یاد گرفتم
یادمه 7 تا استاد داشتم که همشون تو حرفه ی خودشون فوق لیسانس بودن (از همشون ممنونم)
*** بدن و بیان ، کارگردانی ، حس و تکنیک ، تصویربرداری ، نمایشنامه و فیلم نامه نویسی و ... ***
بگذریم
فقط در همین حد بگم که من اول آموزش خوب دیدم ،بعد رفتم رادیو ، همزمان رفتم تلویزیون و بعد تئاتر
من صعود آزاد کردم

+ نسیم : ازفیلم وسبک فیلم موردعلاقه ؟
من به همه ی ژانر ها و سبک ها و علایق و سلایق و تفکرات احترام میذارم تا جاییکه اونها به حدود دیگران تعدی نکنن ولی سینمای امروزایرانو نمی پسندم ، هر روز داره ضعیف تر و چیپ ترمیشه
دوست دارم یه مقداری معنا گرایی بیشتر بشه
در ایران عاشق فیلم "مادر" هستم (اثر استاد زنده یاد علی حاتمی)
و در سینمای جهان پیشنهاد میکنم "افسانه ی 1900" رو ببینید.
+ نسیم : خواننده های موردعلاقه ؟
تکیه کلام همیشگی ناصر : نوید تو متولد هفتادی ولی روحیاتت به دهه شصتیا میخوره
1. مرحوم ناصرعبدللهی
2. سیاوش قمیشی
3. رضا صادقی
4. شهرام شکوهی
البته من خیلی پیگیر موسیقی نیستم ، گاهی اتفاقی گوش میکنم

+ نسیم : غذاوورزش موردعلاقه سبک اهنگ وردعلاقه ؟
ما جوری بزرگ نشدیم که هرچیزیو بخوایم انتخاب کنیم ؛ پس سخت نگرفتیم ، شمام سخت نگیرید (اینو  واسه همه ی خواهر برادرای هم شکل خودم گفتم)
بنابراین زیاد اهل ادا و قیافه گرفتن نیستم و نبودم ؛ من هر غذایی رو که سر سفره باشه با احترام تمام  به آشپز ، میخورم و تشکرمیکنم
2. ورزش : من سال ها تکواندو و کونگ فو کار کردم و به مدیر محترم پیشنهاد میکنم عکسشو براتون بذاره
الان هم ورزشهای رزمی رو دوس دارم + فوتبال و فوتسال و والیبال
3. جواب دادم

+طهورا : ازعلائق شخصیشون بپرسیدمثلارنگ مورد علاقه ؟
قرمز و مشکی رودوس دارم
من کلا انرژی رو دوس دارم
از آدمای دل مرده و بی حال خوشم نمیاد

 + طهورا : ماشین مورد علاقه ؟
اینم زیاد واسم فرقی نداره
هر قدر که خدا واسم صلاح بدونه من سوار میشم
فقط میدونم که دوس ندارم سوار ماشین گرون بشم ، کلا از زرق و برق و خود نمایی خوشم نمیاد

+ طهورا : بازیکن وبازیگرایرانی موردعلاقشون ؟
عشق فوتبالی من ، فوتبالیستای دهه ی هفتادن که با غیرت فوتبال بازی میکردن
عابد زاده ، مهدوی کیا ، کریم باقری ، خداداد ، علی دایی ، کریمی و...
ما بازیگرایی داشتیم که دیگه به هیچ عنوان تکرار نمیشن ولی الان من پرویزپرستویی ، حامد بهداد ، اکبر عبدی و رضا کیانیان رو میپسندم.

 + طهورا : اخلاق موردعلاقشون و...
آدم باید افتاده باشه
آدم باید خاکی باشه
آدم باید مهربون باشه
آدم باید منطقی باشه
آدم باید به اصالت خودش افتخار کنه
آدم باید جنگ جو باشه (واسه هدفش)
آدم باید پاک باشه
آدم باید آدم باشه

+ زهرا : سوال دیگه اگه اقا نوید بازیگر و مجری و ..  نمیشدند ؟ چه شغلی انتخاب میکردن ؟
(خنده)
مطمئنا به درد هیچ کار دیگه ای نمیخوردم
من عاشق این کارم
همین

+زهرا : تا حالا شده تو تئاتر جلوی تماشاچی ها خراب کنه ؟
(لبخند)
بعللللللللللللللله
تا دلتون بخواد
یادمه یه بار تو جشنواره ی ملی ماه من قرار بود برم روبروی تماشاچی بشینم و یه نامه رو با چراغ قوه بخونم
نه نامه رو بردم ، نه چراغ قوه رو
رفتم نشستم اونجا یه سری چرت و پرت گفتم و برگشتم
کارگردان میخواست آتیشم بزنه

+مروارید :  من خیلی دلم میخواد بدونم چطوری وارد رادیو شدن ؟
تو مصاحبه با مجله ی مهیار کاملشو نوشتم
زحمتشو میندازیم گردن مدیر وب لاگ که عکس مجله بذارن
+ مروارید : و اینکه بیشتر دوس داشتن یا شایدم دوس دارن تو کدوم بخشه رادیو فعالیت داشته باشن ؟ (گویندگی ، بازیگری نمایش های رادیو ای یا چیزای دیگه )
بچه ها کار کردن تو رادیو کار بسیار سختیه
به عنوان مثال من هیچوقت قبول نمیکردم برم گزارش بگیرم چون واقعا کار سختی بود
گویندگی کردم
بازیگری هم کردم
جفتشون میتونن بسیار جالب و دوس داشتنی باشن یا در بسیار ملالت آور و اعصاب خورد کن
مسئله اینه که با یه آدم با شعور و فهمیده کار کنید

+ باران : آقا نوید با مدیر محترم وب چه نسبتی دارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مطمئنم که یه نسبت نزدیکی دارن ولی دوست دارم بدونم دقیقا چه نسبتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مدیر محترم از دوستان بسیار خوب من هستن ، که کلی به من لطف دارن

+ باران : رشته ی دبیرستان شون چی بوده؟؟؟؟؟؟رشته ی دانشگاهی شون؟بچه ی چندم خانواده است؟؟؟؟؟؟؟چندتا خواهر برادر داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دبیرستان الکتروتکنیک خوندم (برق صنعتی)
دانشگاه روابط عمومیخوندم و احتمالا در سطوح بالاتر روابط بین الملل بخونم
بچه ی دوم
ما کلا سه تا داداشیم و یه خواهر ته تغاری :)

+ باران : با عبدالله روا رابطه ای داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عبدلله روا دوست بسیار خوب همیشه همراه منه
خیلی ازش راهنمایی میگیرم و یه دنیا بهگردن من حق داره
این روزا کمتر میبینمش
+ باران : بهترین دوستی که تا حالا داشته؟؟؟؟؟؟؟؟
من دوست زیاد دارم
و نوکرهمشونم هستم
اما یه سریشونهستن که واقعا شرح رفاقتشون روی افسانهها رو کم میکنه
یاسر ، مهدی ، مسعود ، مرتضی و ...
+ باران : بهترین معلمش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مدیر محترم دوران راهنماییمون
درمدرسه ی راهنمایی فرهنگیان شهرکرد
آقای سعادت میرزاپور
دست بوس ایشونم

+ کیانا : دست چپین یا دست راست؟
راست

+ کیانا : به زبون بختیاری می تونین صحبت کنین یا نه؟
با افتخار من هم بختیاری صحبت میکنم و هم ترکی
 
+ کیانا : رشتتون تو دبیرستان چی بوده؟
جواب دادم

+ پری : باحال ترین سوتی که جلوی دوربین دادند چی بوده؟
انقدر سوتی دادم که اصلا نمیتونم یکیشونو انتخاب کنم

+ هستی : چی خیلی خوشحالشون میکنه؟ و چی خیلی ناراحت؟
من همیشه خوشحالم
بی احترامی ، حق و ناحق کردم ، رعایت نکردن حدود و اختیارات ناراحتم میکنه

+ هستی : اگه قرار باشه روزی بین تئاتر و اجرا یکیو انتخاب کنن کدومو انتخاب
میکنن؟
من عاشق تئاترم
و فکرنمیکنم این تئاتر و تی وی و رادیو خیلی از هم جدا باشن (حداقل برای من)
ولی اگه یه روزی قرار باشه انتخاب کنم قطعا اجرا رو انتخاب میکنم.

+ هستی : ته ته جایی که ارزو دارن بهش برسن؟ یعنی دیگه نقطه اخر باشه...
آخر آرزوم اینه که وقتی مردم همه بگن آدم خوبی بود

+ هستی :مسافرت رفتن رو دوس دارن؟اسم شهرهایی که تا حالا رفتن.
قطعا من مسافرت رو دوس دارم
جاهای زیادی نرفتم ولی سعی کردم هر جایی میرم ازش لذت ببرم

+هستی : ایا شکمو هستن؟ نام غذا های مورد علاقه.
وحشتناک شکموام :)

+هستی : شاگرد زرنگ بودن؟
من انقدر شیطون بودم که همه ی معلم هام گاهی از دستم به ستوه میومدن
در طول روز نیم ساعت هم کتاب دستم نمیگرفتم
ولی سرکلاس درس رو گوش میکردم و نمراتم همیشه خوب بودن

+هستی : از اجرا تو برنامه سپید پررنگ کدوم اجرا رو بیشتر دوس داشتن تا به
الان؟ (اول اینو بگم که اقانوید  همه اجراهاشون واقعا به جون ودل و زیباست  اما من برنامه اول و اون برنامه انتخاباتیه بین مجریایو...اون که اقای دانشمند
اومده بودن و بیشتر به دلم نشستن...
حالا ممکنه نظر ایشون کاملا برعکس من باشن ) ؟
همشون خوب بودن
ولی من کلا برنامه هایی روکه با مخاطبو مهمانم راحت تربودم رو بیشتر دوس داشتم
با افشین پیروانی
محمود فکری
محسن افشانی
با کار آفرینا
من همه رو دوس داشتم

+ هستی : اقا ایشون رابطه ش با مادر شون چطوریه؟
ازاین نمونه هستید که توکاراتون مادر نظارت دارن و منتقد اصلی
کاراتون هستن و بیشتر با ایشون مشورت میکنند
یا نه...کاملا برعکس...
دوستا و اطرافیان هم همین نقشُ دارن؟
خیلی رفیقیم
ولی من هیچوقت خانوادم رو با کارم قاطی نمیکنم و به هیچ عنوان دلم نمیخواد درگیر مسایل کاری من بشن
حتی تا حالا یه بارم نبردمشون کارای تئاتر و ... ام روببینن
اینم بگما
در عین حال خییییییییییییییییلی رفیقیم

+هستی : وقتی یه سوتی وحشتناک مث بالایی میدن چه حس و حالی پیدا میکنن؟
خب بالاخره اقا نوید یه چهره ی شناخته شدس بین مردم...
حرکتا بین مردم زیر نظرگرفته میشه...
بالاخره از یه جمع بیست نفری 1نفر که ایشونو میشانسه
واقعا حالِ بعدشون چیه؟
ترس؟لرز؟خجالت؟وحشت؟
هیچی
انسان ممکن الخطاست
من فقط میخندم
ترس و لرزو خجالت مال وقتیه که آدم واقعا کار بدی کرده باشه

+هستی : از الان بودنشون راضین؟ از جایگاهشون بین مردم و...؟
من همیشه راضیم و همیشه ممنون و شکرگذارخدام
البته مطمئنم بنده ی خوبی نبودم و نیستما
ولی اینو میدونم که هر اتفاقی تو زندگیم میفته اصلا غر نمیزنم و شعارم اینه
وقتی یه اتفاق بد میفته (همیشه یه بدتری هست پس خدا رو شکر)

وقتی یه اتفاق خوب میفته (همیشه یه بهتری هست پس صبر لازمه و خدا رو شکر)

ببخشید سرتونو درد آوردم

 

/ 37 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد گل محمدی

خوب بود فقط میتونم اینو بگم که به هیچ کدوم از سوال هایی که من پرسیدم جواب نداد خوب پیش میاد شاید سوالم مورد پسند نبوده حداقل اینو جواب بده نوید جان تو تهران با خانواده هستی یا خانواده تو شهرکردن تو اینجا تنهایی آخه میدونی چند روز پیش خوابتو دیدم میگفتی تنهام چقدر هم گریه میکردی تو محل ما هم بودی نمیدونم روحت محل مارو از کجا شناخته بود در حیرتم آقا نوید اگه واقعا تنهایی غم نخور داداش حامد اینجاس جدی میگما یه موقع تعارف نکنی مثل خودت خاکی هستم منم مثل دادش کوچیکتر خودت بدون اگه خواستی حتی روم حساب باز کن هر جوره در خدمتم من تهرانم شما کجای تهرانی بگو شاید بچه محل بودیم خودمون خبر نداشتیم

نوید

من که جواب همه ی سوالات رو دادم بازم اگه فرصت جواب دادن پیش بیاد در خدمتم من تهران تنهام خانواده شهرکردن [لبخند]

hastiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

اقا حامدشما اون زمانی که سپیده پررنگ جون پیشنهاد مصاحبه رو دادن و ماهم سوالامونو پرسیدیم نبودید...بـــــــــله[لبخند]

پری

دقیقا!!!

حامد گل محمدی

چه عجب نوید جان افتخار دادی جواب سوال منم دادی ولی بازم نگفتی کجای تهرانی پس با این حال تو تهران تنها زندگی میکنی خونه ما نزدیک به محل کارمون هستش و بخاطر همین خونمون رو عوض نکردیم البته کمی هم بزرگ و ویلایی هستش اگر هم عوض میکردیم خودت که بهتر میدونی روزانه باید2ساعت تو ترافیک میموندیم تا به محل کارمون برسیم من فعلا پیش پدرم تو بازار آهن غرب تهران مغازه خودمون مشغولم خونمون هم همون اطرافه سمت بازارمبل_چهار راه یافت آباد اگه بشناسی که مطمئنم میشناسی آقا نوید من گفتم بازم میگم من خیلی دوست دارم اگه افتخار بدین باشما ارتباط صمیمانه داشته باشم من و شما میتونیم تو تهران رابطه خوبی باهم داشته باشیم قبلا هم گفتم منم مثل شما دنبال گویندگی و اینجور چیزا هستم ناگفته نماند حتی به برنامه سپید پررنگ هم دعوت شدم یادتون نیست قبل از شروع برنامه چقدر باهم صحبت کردیم که حتی گیر داده بودی میگفتی درآمدت چقدره چهرمو ببینی شاید بشناسی خلاصه منم مثل داداش کوچیکتر خودت بدون معذرت میخوام که اینقدر طول کشید بخاطر این طول کشید که من هر روز نمیتونم اینجا سر بزنم مثل خودت سرم شلوغه باید این چند روزه رو که نمیامو طلافی بکنم دیگه ممنون م

پری

[ساکت] تهرانیای جمع همگی واسه عیدفطر خونه ی داداش حامد دعوتین!آدرسو هم که یادگرفتین!!![خنده][زبان][قهقهه]

حامد گل محمدی

سلام پری خانم من در خدمتم اگه تشریف بیارین جدی میگم مادرم یه دست پختی داره که طعم شو تو بهترین رستوران های تهران نتونستم پیدا کنم راستی نوید نیومده من منتظر جوابشم

پری

اگه میتونستم که میومدم!!![نیشخند][نیشخند] مرسی از مهمون نوازیتون!!!

طهورا

پری بروخونه حامدخان پری برو پری بروپری برو پری بروپری برو پری برو پری بروپری برو پری بروپری برو پری بروپری برو پری برو پری بروپری برو پری بروپری برو پری برو پری بروپری برو پری بروپری برو پری بروپری برو [نیشخند]

پری

طهورا؟؟؟